تبليغاتX
:: عاشقانه ها ::

عاشقانه ها

میخوام عاشق بمانم و عاشقانه زندگی کنم فقط به خاطر ....؟



عصر شكار: 20 كیلو گوشت دایناسور، 40 كیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند...
عصر كشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم‌ها...
عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی...
عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم.
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب...
عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سكه طلا، یك اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد.
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد...
عصر كامپیوتر: هم وزن عروس خانم سكه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است...
نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟
عامل اصلی انقراض دایناسورها==> عروس‌ها
عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس‌ها
عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس‌ها
عامل اصلی کمبود آب در تابستان‌ها==> عروس‌ها
عامل اصلی افزایش ماشین‌های فرسوده در سطح شهر==> عروس‌ها
عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری‌ها==> عروس‌ها
لازم به ذکر است که تمام موارد بالایی کاملا جنبه شوخی داشته است. با آرزوی خوشبختی تمام زوج های جوان...
+نوشته شده دردوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 13:8 توسط امین |

+نوشته شده دریکشنبه دهم آبان 1388ساعت 2:16 توسط امین |

خدایا به تو مینویسم که ننوشته از دردم اگاهی پاییزم بهارم کن هر چه گفتم کردی وهر چه گفتی نکردم ببخش مرا چون بخشش از بزرگان است

+نوشته شده درپنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 1:53 توسط امین |

خدایا قشنگترین و زیباترین و بی دغدغه ترین عشق تویی.چون میدونم اگه بهت بگم دوست دارم سر سنگین نمیشی و بر عکس بیشتر بهم توجه میکنی.میدونم اگه بهت بگم برات می میرم جفا نمی کنی و دنبال یه عشق دیگه ای نمی گردی و تازه بیشتر بهم نزدیک میشی.خدایا میدونی خیلی دوست دارم ؟

+نوشته شده دریکشنبه سوم آبان 1388ساعت 22:41 توسط امین |

روی آن شیشه ی تب دار تو را ها کردم ، اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم ، شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد ، شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم ، با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را ، عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم .

+نوشته شده درسه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 22:47 توسط امین |

امین خیلی دوستت دارم قول بده که تو هم همیشه منو دوست داشته باشی مثل ادم همیشه دوست دارم (ز)

من نمیتونم مثل ادم دوست  داشته باشم  چون همه اد م ها بی وفا و بی معرفت هستن

+نوشته شده درشنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 14:43 توسط امین |

اینگونه زندگی کنیم: ساده اما زیبا، مصمم امابی خیال، متواضع اما سربلند، مهربان اما جدی، سبز اما بی ریا، عاشق اما عاقل.

+نوشته شده درشنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 9:45 توسط امین |

بهترین چیزی که در توان داری به دنیا هدیه کن ، حتی اگر کوچک باشد
زیرا در اخر در می یابی زندگی هر آنچه هست ، میان تو و خدای توست . . .

+نوشته شده درشنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 9:41 توسط امین |

دلهای پاك خطا نمی كنند فقط سادگی می كنند، امروز سادگی پاكترین خطای دنیاست

+نوشته شده درشنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 9:39 توسط امین |

عشقت رو خاک گلدون گلی کن که وقتی به آسمون رسید فراموش نکنه که ریشه اش کجا بوده

+نوشته شده دردوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 19:39 توسط امین |

قلب سرزمین عجیبی است. . زیرا هم زادگاه عشق است . . هم آرامگاه آن

+نوشته شده درجمعه ششم شهریور 1388ساعت 14:21 توسط امین |

در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش "علف هرز" و "گل سرخ" یکیست..

+نوشته شده درجمعه ششم شهریور 1388ساعت 1:47 توسط امین |

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه كردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست.... تنهایی را دوست دارم زیرا.... در كلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار كشیدنم را پنهان خواهم كرد

+نوشته شده دردوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 6:5 توسط امین |

گاه سکوت یک دوست معجزه میکنه ، و تو می آموزی که همیشه ، بودن در فریاد نیست

+نوشته شده دردوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 10:37 توسط امین |

زندگی حكمت اوست ، زندگی دفتری از حادثه هاست ، چند برگی را تو ورق خواهی زد مابقی را قسمت .

+نوشته شده دردوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 10:36 توسط امین |

دل من سیاست ولی آبی رو خیلی دوست دارم، روزای روشن آفتابی رو خیلی دوست دارم با هوای تو، توی کوچه های دلواپسی غروب مبهم سرخابی رو خیلی دوست دارم. با خیال تو اگه باشه خیالی ندارم، شب تا صبح گریه و بی خوابی رو خیلی دوست دارم. میدونم یه روز میای، عمریه بی قرارتم، انتظار تو و بی تابی رو خیلی دوست دارم.

+نوشته شده درشنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 10:7 توسط امین |

وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته ی آن را می خرد

پس چرا من به دست کسی که دلم را شکست بوسه نزنم؟!

+نوشته شده درسه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 9:33 توسط امین |

چی شده که دیگه باران هم ما رو یاد نمیکنه چه برسه به یار. اونی که نماد رحمت دیگه ما رو از یاد برده اونی که با وجودتش کویر رو سر سبز می کنه دیگه ما رو یاد نمیکنه  اخ خدا مگه ما از اون چی می خواهیم بجز رحمت الان رحمت هم کم شده ...............

+نوشته شده دریکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 18:46 توسط امین |

من از پشت شبهای بی خاطره من از پشت زندان غم آمدم من از آرزوهای دور و دراز من از خواب چشمان تر آمدم تو تعبیر رویای نادیده ای تو نوری كه بر سایه تابیده ای تو یك آسمان بخشش بی طلب تو بر یك خاك بی تردید باریده ای تو یك خانه در كوچه زندگی تو یك كوچه در شهر آزادگی تو یك شهر در سرزمین حضور تویی راز بودن به این سادگی
+نوشته شده درچهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 8:27 توسط امین |

تو مرا می فهمی من تو را می خواهم وهمین ساده ترین قصه یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی ... آرزویم این است نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد... نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز.... و به اندازه هر روز تو عاشق باشی.... عاشق آنكه تو را می خواهد... و به لبخند تو از خویش رها می گردد... ...

+نوشته شده درشنبه سی ام خرداد 1388ساعت 8:47 توسط امین |

زندگی فرصت بس کوتاهیست...تا بدانیم که مرگ... آخرین نقطه پرواز پرستو ها نیست...مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک... نفس سبزبهاری جاریست
+نوشته شده دریکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 15:3 توسط امین |

گل اگر خار نداشت دل اگر بی غم بود اگر از بهر پرستو قفسی تنگ نبود زندگی عشق اسارت قهر آشتی همه بی معنا بود

+نوشته شده درشنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 21:35 توسط امین |

+نوشته شده درچهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 21:49 توسط امین |

عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگی کنی .

+نوشته شده دریکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 12:33 توسط امین |

تنها بنایی که اگر بلرزد محکم تر می شود . دل است ....

love

+نوشته شده درپنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 12:44 توسط امین |

من پشيمانم از آن عشق که پستم مي‌کرد .......... بر زبان‌هاي شما دست به دستم مي‌کرد

مثل احساس کسي سنگ شدم اي مردم .......... تازه با فاصله همرنگ شدم اي مردم

يک نفر ميوه‌ي احساس مرا چيد و گذشت .......... گريه‌ي نيمه ‌شب روح مرا ديد و گذشت

يک نفر گريه‌ي عاشق شدنم را خنديد .......... لحظه‌ي ناب شقايق شدنم را خنديد

+نوشته شده درجمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:29 توسط امین |

آدمک آخر دنیاست بخند ، آدمک مرگ همین جاست بخند / دست خطی که ترا عاشق کرد ، شوخی کاغذی ماست بخند / آدمک خول نشوی گریه کنی ، کل دنیا سراب است بخند / آن خدایی که بزرگش خواندی ، بخدا مثل تو تنهاست بخند

+نوشته شده درجمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:24 توسط امین |

یک قلب پاک از تمام مساجد و معابد دنیا زیبا تر ست . پس زائر قلبتیم.

+نوشته شده درجمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:45 توسط امین |

چه زیباست نوشتن وقتی میدانی او میخواند, چه زیباست سرودن وقتی میدانی اون میشنود,چه زیباست دیوانگی برای او وقتی میدانی اون میبیند

+نوشته شده درجمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:43 توسط امین |

خوشبختی آن نیست كه ببینی چقدر شاد هستی ، خوشبختی آن است كه ببینی دیگران چقدر از با تو بودن شاد می شوند

+نوشته شده دریکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:40 توسط امین |